تبليغاتX
30نما

4artaraneh

امیر

4artaraneh

http://4artaraneh.blogfa.com

30نما

30نما - نامه‌ای به داریوش مهرجویی پس از پخش غیرقانونی «سنتوری»

30نما

معرفی فیلم


Eagle Eye



خلاصه داستان : یک فراری و یک مامور با توطئه ای به عنوان تروریست شناخته میشوند و مجبور میشوند که عضو گروهی شوند که نقشه هایی برای یک ترور سیاسی دارند .

بازیگران : شیا لابوف ، میشل موناگان ، روزاریو دانسون

کارگردان : دی.جی.کاراسو

ژانر : درام

تاریخ اکران : 26 سپتامبر 2008

کمپانی : Paramount Pictures


30نما

 
 
30نما   
       
   
  
 
فهرست اصلی
صفحه اصلی
آرشیو مطالب
لینکستان
تماس با ما
 


آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
 


نامه‌ای به داریوش مهرجویی پس از پخش غیرقانونی «سنتوری»
موضوع مرتبط با :

نامه‌ای به داریوش مهرجویی پس از پخش غیرقانونی «سنتوری»

من آن مهرجویی را دوست می‌داشتم...

علی نعیمی

داریوش‌خان مهرجویی
سلام
این روزها «خیلی مست و پاتیل‌م*» و مستی‌ام بعد از دوباره دیدن فیلم‌ت بیشتر شده. خواهش می‌کنم عصبانی نباش و من را، او را و آنها را به بی‌فرهنگی و تحجر متهم نکن. لو رفتن نسخه‌ی کامل سنتوری، آن‌قدرها هم بد نیست. برایش دلیل دارم. که شاید حتی اگر فیلم‌ت اکران هم نشود باز تاریخ برایش دلیل داشته باشد. بگذار یکی‌یکی دلایلم را مطرح کنم، بعد قضاوت کنیم...

۱- سنتوری را زمانی ساخته‌ای که باران «لیلا»یت ده ساله شده بود و دیگر انگار قید حمید «هامون» و «پری» و «سارا»یت را زده بودی. دیگر خوب می‌دانستی زمانه، زمانه‌ی بزن‌بکوب‌های «اجاره نشین‌ها» و «مهمان مامان» هم نیست و حالا که موقع آزمون و خطایی دوباره بود، به علی رسیدی و بال و پرش دادی و آن‌قدر بزرگش کردی که هیچ‌کس تصور نابودی‌اش را نداشت و بعد خوارش کردی. نمی‌دانم چرا ولی علی و هانیه‌ات اصیل نبودند. انگار نسخه‌ی کپی شده‌ی لیلا و رضا‌ بودند و تنهایی‌های علی‌ات هم چیزی میانه‌ی پری بود و حمید. تو علی «سنتوری» را نابود کردی و اعتیاد را مثل خوره به جانش انداختی اما حتی یک بار هم نگفتی علی چرا معتاد شد. به عشق الهی‌اش دل‌خوش نبود یا شهرت و اعتبار ارضایش نمی‌کرد؟ مادر «قوم‌الظالمین‌ش» باعث و بانی اعتیادش بود یا...
نه. این‌ها بهانه‌هایی نیست که «سنتوری» را قابل باور کند. من آن داریوش مهرجویی را دوست داشتم که خوب بلد بود در بدترین شرایط و در زمان‌های سختی و ممیزی حرفش را بزند، کارش را بکند و در یک بازی «باخت، باخت» برنده‌ی میدان باشد. من آن مهرجویی را دوست داشتم که شعار دادن را دوست نداشت و خوب می‌فهمید شعورمان به نکته‌های ریز قصه‌اش می‌رسد؛ اما سنتوری...
دوست ندارم به خودم بقبولانم که هرچه بود در «مهمان مامان» تمام شد انگار و «سنتوری» شده تکرار مکررات چیزهایی که تنها تیزهوشی و مخاطب سنجی‌ات باعث شده چشم بر نقص‌هایش ببندیم. هانیه‌ات اینجا رو به ما شعار می‌دهد، بدمن قصه‌ات زیادی و بی‌خودی بد است و به دل نمی‌نشیند و فصل دعوای علی با مادرش بسیار تصنعی و بی‌پشتوانه است. حتی گاهی در خرابه‌ها قصه‌ی فیلم در حد فیلمفارسی‌ها نزول می‌کند و ترکیب موسیقی و تیپ‌سازی قهرمان قصه، معجونی عجیب شبیه فیلم‌های بالیوودی می‌شود و انگار نه انگار کسی پشت دوربین ایستاده که سال‌ها عشق را یادمان داده. با سینما عشق یادمان داده. با این حال تیزهوشی استفاده از تنها ابزار کار دلت، یعنی سنتور، کار را نجات می‌دهد. ساز سنتور و صدای دوست‌داشتنی محسن چاووشی –که باز زمانه‌شناسی‌ات را به رخ می‌کشد- در بیشتر صحنه‌ها بار تمام نقص‌های فیلم را به دوش می‌کشد و این‌ها بیشتر روی پرده‌ نقره‌ای‌ست که جواب می‌دهد.
داریوش‌خان مهرجویی، من دارم فیلم‌ت را با بقیه کارهای خودت مقایسه می‌کنم. می‌دانم در این قحطی سینمای ایران؛ «سنتوری» باز یک سروگردن از بقیه‌ی آثار این دو ساله به استثنای یکی دو کار بالاتر است و این یعنی باز هم برنده‌ی این بازی هستی.

۲- حکایت «سنتوری»، حکایت آواز دهل شنیدن از دور است. دوستان و منتقدان امروز که مثل خودم نسخه‌ی جشنواره‌ای فیلم را با همه‌ی ممیزی‌ها سرمه‌ی چشم کرده بودند و مسخ موزیکال بودن فیلم شده بودند، آن‌قدر ستایش‌وار «سنتوری» را حمایت کردند که عطش و التهاب مردم -آنها که فیلم را ندیده بودند- صد چندان شد و همین حمایت‌ها شد چماق و آن چنان خورد توی سر فیلم که درست شب اکران بیلبوردهاش از سطح شهر جمع شد. لابد می‌دانی وزارت ارشاد درباره‌ی اکران نشدن سنتوری به رسانه‌ها چه گفته؟ «چون نمی‌توانیم جو سینماها را کنترل کنیم...» و این ضربه را از همان ناحیه‌ای خورده‌ای که پیش‌تر اشاره کردم.

۳- گفتم «سنتوری» را دوبار دیدم. یک‌بار در سینمای رسانه‌ها و روی زمین و یک‌بار هم با اجازه‌ات در منزل. می‌دانستی دست‌به‌دست شدن فیلم‌ات هیچ ربطی به شبکه‌ی گسترده و «اختاپوسی» قاچاق فیلم ندارد؟ علم پیشرفت کرده و دیگر راحت می شود حتی با یک «فلش مموری» هم فیلم جابه‌جا کرد.
«لیلا» را بیش از ۵۰ بار روی نوار دیده‌ام و هر بار بیشتر از آن لذت برده‌ام و این لذت بیش از حد، از آن همه‌ی کارهایت است الا سنتوری. سنتوری را یک‌بار می‌شود روی پرده‌ی ‌نقره‌ای دید و از آن لذت برد اما دیدن دوباره‌اش در تلویزیون، همان نکته‌سنجی‌هایی را به دنبال می‌آورد که در سینما با موسیقی و ریتم و ساز و آهنگ پنهان‌ش کرده‌ بودی. بیا و یک‌بار هم که شده با ما روراست باش. همیشه آنهایی موفق‌ترند که بی‌سروصداترند. کار کردن با این سبک هم نتیجه‌ی بهتری دارد.

۴- «سنتوری» را خیلی‌ها توانسته‌اند به لطف این بساط‌ها و نامردی‌ها ببینند. حالا دیگر نسخه‌ی کامل‌ش را دیده‌اند و اینجاست که می‌رسیم به اصل مطلب. این همان «خوب» بودنی است که اول گفتم. این خوب است که همه فیلم را دیده‌اند. بعضی‌ها خوششان آمده و بعضی‌ها هم انگار چنگی به دلشان نزده. هرچند این خیلی بد است که دیگر نمی‌توانیم لذت دیدن فیلم را در سالن سینما تجربه کنیم ولی این حسن را دارد که فهمیدیم در قاب کوچک‌تر می‌شود ایرادها را راحت‌تر دید و مرعوب نشد. هرچند همه ناراحت این اتفاق هستیم و خوب می‌دانیم خیلی دلگیرکننده است که بزرگی چون تو، دیگر دلسرد از فیلمسازی شود ولی یادمان هم می‌آورد پرده چه قدرت شگفت‌انگیزی دارد و چقدر می‌تواند بیننده‌اش را خلع‌سلاح کند.
راستی مطمئن هستم توی این مدت آن‌قدر درگیر «سنتوری» و مسائل دور و برش بوده‌ای که کمی هم از اطراف غافل شده‌ای. از آن مهرجویی همیشه فعال بعید است سکوت این روزها؛ آن مهرجویی که نبض زمانه دستش بود. استاد، یعقوب یادعلی را می‌شناسی؟ می‌دانی الان کجاست؟...

داریوش مهرجویی عزیز فکر کنم توانسته باشم بگویم چرا «سنتوری» این‌طور لو رفت. چون باید من و امثال من می‌فهمیدیم و ثابت می‌کردیم این فیلم تو نیست.
استاد، «سنتوری» را به دست تاریخ بسپر و بگذار و بگذر. به فکر فیلم بعدی باش که می‌تواند «لیلا»یی دوباره باشد...


چشم به آسمان بدوز. «نفس نکش، بخند، بگو سلام**»...

یکی از دوستدارانت

امیر چهارشنبه هفتم فروردین 1387  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی 
معرفی فیلم "آواتار" بهمراه عکسهایی از این فیلم (شنبه بیست و هشتم آذر 1388)
فتوشاتهای دوتزن کروس برای کمپانی ویکتوریا سکرت (جمعه بیست و هفتم آذر 1388)
فتوشاتهای تبلیغاتی مدنا برای کمپانی دولچه و گابانا (پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388)
شاتهای جذاب و زیبای چارلیز ترون برای مجله روسی "Marie Claire" شماره ماه دسامبر 2009 (چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388)
فيلم‌هاي كوتاه ايراني در تورنتو (دوشنبه بیست و سوم آذر 1388)
عکسهای افتتاح نمایشگاه عکس هدیه تهرانی (شنبه بیست و یکم آذر 1388)
داغ ترین عکس های نیوشا ضیغمی (شنبه بیست و یکم آذر 1388)
عکسهای جدید کیم کارداشیان به همراه خلو خواهر کوچکش در مهمانی خیریه ای کریسمس (چهارشنبه هجدهم آذر 1388)
معرفی فیلم (سه شنبه سوم آذر 1388)
نقدی بر فیلم اره 6 (سه شنبه سوم آذر 1388)
 
امکانات
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:
 
بازديد کلي :
نویسندگان :

 

لینک دوستان
قالب وبلاگ
zohreh
bepar2pol
sahar
خانواده شاد
سايت تخصصي بهرام رادان
سايت تخصصي پژمان بازغي
وبلاگ هواداران محمدرضا گلزار
وبلاگ شخصي ترانه عليدوستي
وبلاگ شخصي صابرابر
@فقط اس ام اس خنده دار@
هاليوود
 

تبلیغات متنی

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

قالب وبلاگ » بلاگفا، پرشین بلاگ
 

 
قالب وبلاگ
 
 

 

All Right Reserved By ParsTheme.Com

Template By ParsTheme &
Design by Amirhoseyn rahbari

PHPNUKE.IR
 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا